علم ، به معناى طرد ديگر ابزارهاى قضاوت است ، در حالى كه اين شيوه ، توسعهء ابزار قضاوت است . از حسن اتفاق ، گروهى از فقهاى اهل سنّت معتقدند قاضى در مواردى مىتواند به علم خود عمل كند . ربيع مىگويد : مذهب شافعى بر اين عقيده است كه قاضى به علم خود عمل مىكند و اگر در اين فتوا توقف كرد ، به خاطر فساد دستگاه قضاوت است . ابو يوسف شاگرد ابوحنيفه و مُزَنى پيرو مكتب شافعى برهمين نظريه فتوا دادهاند . حتى مىگويند : شافعى در كتاب « امّ » و در « رسالهء » خود ، در حجّيت اصول ، بر اين مسأله تصريح كرده است . ابوحنيفه و محمدبن حسن شيبانى مىگويند : اگر پيش از انتصاب به قضاوت ، از جريان آگاه گردد و موضوع نزاع مربوط به قلمرو قضاوت باشد ، مىتواند به علم خود عمل كند . « 1 » هيچكس تصور نكرده است كه اگر كسى گفت قاضى مىتواند به علم خود عمل كند ، اين به معناى ترك شريعت اسلام و عمل به شريعت منسوخ است . مشكل ما باگردآورندهء پرسشها ايناست كه ايشان فاقد آگاهىهاى علمى و فقهى است و گرنه با او به گونهاى ديگر سخن مىگفتيم .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 127
مساهمون: محمد طبرى
ص١٢٧
هامش
( 1 ) . خلاف ، شيخ طوسى ، كتاب قضا ، مسأله 41 ، و در اين مسأله به مغنى ابن قدامه ، ج 10 ، صص 140 و 141 مراجعه شود .