تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر افكار ابن تيميه (فارسى) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢

4 - جهل خليفه به كلمهء « ابّ » در آيهء ( و فاكهة وابّاً ) . « 1 » 5 - جهل خليفه به تأويل قرآن . « 2 » 6 - ابىسلمةبن عبدالرحمن مىگويد : عمربن خطاب نماز مغرب را با مردم به جاى آورد ولى قرائت را فراموش كرد . بعد از نماز به او گفتند : قرائت به جاى نياورده‌اى . گفت : ركوع و سجود من چگونه بود ؟ گفتند : خوب بود . عمر گفت : پس باكى نيست . « 3 » 7 - جهل خليفه به كيفيت طلاق كنيز « 4 » 8 - ابن‌ابى مليكه مىگويد : « عمر دربارهء بچه‌اى از اهل عراق كه دزدى كرده بود نوشت او را وجب كنيد . اگر 6 وجب بود دست او را قطع كنيد . بچه را وجب كردند . از 6 وجب يك بند انگشت كمتر بود لذا رهايش كردند » . « 5 » 9 - از عمر در مورد مردى سؤال شد كه زنش را در جاهليت دو طلاق و در اسلام يك طلاق داده . عمر گفت : من نه امر مىكنم و نه نهى . عبدالرحمن كه در آنجا حاضر

هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 3 ، ص 327 ؛ مستدرك حاكم ، ج 2 ، ص 559 ، ح 3897 ؛ فتح البارى ، ج 13 ، ص 270
( 2 ) . مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 628 ، ح 1682 ؛ عمدةالقارى ، ج 9 ، ص 240
( 3 ) . سنن بيهقى ، ج 2 ، ص 347 و 381 ؛ المصنّف ، عبدالرزاق ، ج 2 ، ص 122 ، ح 2748
( 4 ) . مختصر تاريخ دمشق ، ج 17 ، ص 389
( 5 ) . المصنّف ، ابن‌ابى شيبة ، ج 9 ، ص 486 و 487 ، ح 8206 و 8211