از سوار شدن بر مركب امتناع مىورزيد و هميشه با پاى پياده حركت مىكرد و چنين مىگفت : « لا أركب في مدينةٍ دفنت جثّة رسول اللَّه فيها » ؛ « در شهرى كه پيكر رسول خدا صلى الله عليه و آله در آن دفن شده است سوار مركب نخواهم شد . »
و هر وقت مىخواست حديث نقل كند وضو مىگرفت و محاسنش را شانه مىزد و با وقار و متانت در صدر مجلس مىنشست . چون علت اين اظهار وقار را از او جويا شدند ، پاسخ داد : « احب ان اعظّم حديث رسول اللَّه صلى الله عليه و آله » ؛ « دوست دارم از حديث پيامبر صلى الله عليه و آله تعظيم و تكريم بيشترى به عمل آورم . »
مناظرهء مالك با منصور دوانيقى در توسل به رسول خدا صلى الله عليه و آله
قاضى عياض در شفاء ، از ابن حميد ، يكى از شاگردان برجسته امام مالك نقل مىكند : در سفرى كه ابو جعفر منصور به مدينه نمود ، در كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله با امام مالك پيرامون مسألهاى بحث كردند . منصور در اين بحث گاهى با صداى بلند صحبت مىكرد . مالك گفت : يا امير المؤمنين در اين مسجد نبايد با صداى بلند سخن بگويى : زيرا خداوند گروهى را با اين آيه نكوهش كرد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَرْفَعُوا أَصْواتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ . . . »
و گروه ديگر را با اين آيه مدح و تعريف نمود :
إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْواتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ . . .
و باز گروه ديگر را با اين آيه مورد ملامت قرار داد :
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ
مالك سپس گفت : احترام پيامبر صلى الله عليه و آله پس از مرگش ، مانند حال حياتش ، بر همهء مسلمانان لازم است . منصور گفتار مالك را پذيرفت و سكوت اختيار كرد . سپس پرسيد :
اى ابوعبداللَّه ، به هنگام دعا كردن رو به قبله بايستم يا رو به سوى قبر پيامبر صلى الله عليه و آله ؟ مالك