مالالتجاره را رها و خود فرار نمودند ولى ابوالعاص براى بازپس گرفتن اموال خود ، شبانه و مخفيانه وارد مدينه شد و به نزد زينب رفت و از وى پناه خواست تا مورد تعرض مسلمانان واقع نشود . زينب هم به وى پناه داد و روز بعد در حالى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و مسلمانان مشغول نماز صبح بودند ، از ميان صفوف بانوان آنان را بدينگونه مورد خطاب قرار داد : « ايُها النّاسُ انّي زَينَبُ بِنْتُ رَسولِ اللَّه ، آجَرتُ اباالعاصِ بنِ رَبيع » ؛ « اى مردم ! من دختر پيامبرم و ابوالعاص را پناه دادهام . » رسول خدا صلى الله عليه و آله پس از اتمام نماز فرمود : مردم ! آنچه من از زينب شنيدم شما هم شنيديد ؟ گفتند : بلى ، فرمود : به خدا سوگند من از ورود ابوالعاص خبر نداشتم تا اين كه از زبان زينب شنيدم همانگونه كه شما شنيديد . آنگاه فرمود : « يجير على المسلمين أدناهم » ؛ « كمترين فرد از مسلمانان ، حق پناه دادن بر مشركين را دارد و بر همهء مسلمانان هم لازم است اين حق را مراعات و بر تعهد وى عمل كنند . » « 1 » سپس به خانهء زينب رفت و بر وى توصيه فرمود كه احترام ابوالعاص را حفظ كن ولى چون او مشرك و بر تو حرام است با او خلوت نكن . آنگاه دستور داد مسلمانان تمام اموال او را به دو برگردانند و در غير اين صورت پيمان شكنى خواهد بود .
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 242
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٢٤٢
ابوالعاص راهى مكه گرديد و پس از تحويل دادن اموال و امانتهاى مردم ، اسلام را پذيرفت و مجدداً به سوى مدينه حركت نمود . رسول خدا به زينب دستور داد كه به خانهء ابوالعاص برگردد و مانند گذشته براى او همسرى وفادار باشد و بدينگونه ، اين زوج پس از شش سال مفارقت در پرتو اسلام ، به زندگى مشترك خود دست يافتند و در صف ساير مهاجرين قرار گرفتند .
بنابر مشهور ، زندگى مجدد زينب و ابوالعاص كوتاه و بيش از چند ماه نبود ؛ زيرا
هامش
( 1 ) . اسدالغابه ، ج 5 ، ص 237 شرح نهجالبلاغه ، ج 14 ، ص 195