قريشيها به شهر بازگشتند . » « 1 » واقدى اضافه مىكند : ابوسفيان كه جزو شركت كنندگان در اين جريان بود ، خطاب به كنانه چنين گفت : « تو در اين اقدام خود اشتباه كرده و تصميم نابجايى گرفتهاى كه دختر محمد را در روز روشن و در مقابل چشم اهل مكه از اين شهر بيرون كردهاى ، مگر نمىدانى از سوى پدرش چه فشارى بر ما وارد شده و چگونه ما را تحقير و خدايان ما را اهانت نموده است ! آيا اين عمل تو تحقير و اهانت مجدد بر ما نيست ؟ ! به خدا سوگند جلوگيرى از سفر اين زن دردى را دوا نمىكند و ما كوچكترين اعتنايى بر او نداريم ولى هيچ عمل تحقيرآميز را هم تحمل نمىكنيم او را به مكه برگردان و مىتوانى مخفيانه و بدور از چشم مردم راهى مدينه كنى . » و بدينگونه كنانه زينب را به مكه بازگرداند و پس از مدتى شبانه مجدداً به مدينه حركت داد و به رسول خدا صلى الله عليه و آله لاحق گرديد . « 2 » بلاذرى نقل مىكند : « هبار » بهنگام فتح مكه ، از ترس جانش فرار نمود و بعدها در مدينه به حضور رسول خدا رسيد و شهادتين را بر زبان جارى و اسلام خود را اعلان نمود . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ديگر كسى متعرض « هبار » نشود ، حتى سلمى كنيز آن حضرت كه هبار را نكوهش مىكرد و مىگفت : « لا انعَمَ اللَّه بِكَ عَلَينا » ؛ « قدمت مبارك مباد . » پيامبر پاسخ داد : « مهلًا فَقَدْ مَحا الإسلامُ ما قَبْلَه » ؛ « آرام باش ، اسلام گذشتهها را به فراموشى سپرده است . »
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 241
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٢٤١
ابوالعاص در اوائل سال هشتم هجرت و قبل از فتح مكه ، به همراه عدهاى از تجار مكه ، با سرمايهء خود و اموال قريش به سوى شام حركت نمود . اين قافلهء تجارتى بهنگام مراجعت ، در نزديكيهاى مدينه با گروهى از مسلمانان مواجه و از ترس جانشان
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد ، شرح نهجالبلاغه ، ج 14 ، ص 193
( 2 ) . شرح نهجالبلاغه ، ج 14 ، ص 193