گفت : اين تصوّر صحيح نيست و قضيه دقيقاً به عكس آن است ؛ زيرا كه اين حذف و تصوير مؤلّف كتاب تخريب ، هنوز هم خاتمه نيافته و همچنان در قالب فعالتهاى فرهنگى ادامه دارد ؛ يكى از ابعاد آن را مىتوان در تأليفات جديد و متنوّعى يافت كه در تاريخ حرمين شريفين و مدينهشناسى ، در سطح وسيع و به زبانهاى گونهگون منتشر مىشود و بر خلاف كتابهاى مدينهشناسى پيشين - كه بخش مهمى از آنها اختصاص به ابنيه و آثار مذهبى داشت - در اين كتاب ها گزارشى از اين آثار منعكس نشده است ، « 1 » بهطورى كه گويى اصلًا چنين آثارىوجود خارجى نداشته است ! و بدينسان مىخواهند نسلهاى آينده از وجود اين آثار بىاطلاع و به طور كلى از حوادث و تغيير و تحوّلى كه در آنها پديد آمده است بيگانه شوند . اينجاست كه بايد در مقابل اين حقيقت زدايى و حركت منفى ، قدمهاى مثبت برداشته شود و با انتشار كتاب و مقاله و از طريق وسايل تبليغى ديگر واقعيت امر به اطلاع مسلمانان برسد و نسلهاى آينده در جريان امر قرار گيرند و از آنچه به وقوع پيوسته آگاه شوند . ان شاء اللَّه . نكته ديگر اينكه چون هدف از تأليف اين كتاب ضمن معرفى حفظ و ثبت اين آثار در تاريخ است نه مجرد اطلاعرسانى مقطعى ، لذا در معرفى اين آثار گاهى مطلبى از چند نفر و احياناً مشابه و همزمان نقل گرديده كه نبايد به تكرار حمل شود بلكه منظور بر تأكيد وجود آن اثر در آن تاريخ مىباشد . محمد صادق نجمى دىماه 1380
تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: محمد صادق نجمى
ص٢١
هامش
( 1 ) - يكى از اين تأليفات كه در سال 1412 ق در مدينه منتشر شده كتابى است به نام « تاريخ المعالم المدينةالمنورة قديماً وحديثاً » به قلم سيد احمد ياسين . مؤلف در اين كتاب چهار صد صفحهاى تا آنجا كه توانسته است آثار قديمى و تازههاى مدينه را از مساجد و قلعهها و چاهها و قصرها و بناهاى مهم ادارى را با عكس و شرح و تفصيل معرفى نموده ولى از بقيع حساسترين اثر تاريخى مدينه فقط در هفت سطر و به عنوان گورستان عمومى مردم مدينه ياد نموده است .