چگونگى تأليف
در سال 53 - 1352 خورشيدى ، براى نخستين بار به حج تمتّع و زيارت مدينهء منوره مشرّف شدم و مانند هر زائر دلسوخته ، آنگاه كه در كنار حرم مطهر ائمهء هدى و قبور صحابهء عظيم الشأن و شهداى اسلام حاضر مىشدم ، با ديدن وضع رقّتبار قبورشان ، متأثر و متأسف شده ، خود را در برابر اين پرسش تحيّرانگيز مىيافتم كه : در همه جاى دنيا ، تلاش بر اين است كه آثار و بناهاى مذهبى و تاريخى را به صورت سمبل افتخار و مايهء مباهات حفظ و حراست مىكنند و آنها را به عنوان عزيزترين و ارزشمندترين امانت ، به نسلهاى آينده مىسپارند ، حال چگونه است كه اين بناهاى با شكوه و اين حرمها و گنبد و بارگاههاى با عظمت و داراى قداستِ معنوى - كه مانندش را در هيچيك از آثار تاريخى جهان نمىتوان يافت - به اين وضع اسفبار و تأثرانگيز در آمده است ؟ ! بى آنكه مشخص شود كه : اين بناها پيش از ويرانى ، در چه وضعيتى بوده و در چه تاريخى و به دست چه كسانى ساخته شدهاند .
و به چه انگيزهاى و به دست چه كسانى اينچنين به ويرانه مبدل شدهاند .
اين تحيّر و تعجب و اين پرسش معنادار آنگاه تشديد مىشد كه مىديدم عوامل و عناصر ويرانى اين آثار تاريخى - مذهبى ، با حفظ آثار تاريخى كشورشان آنجا كه جنبهء مذهبى ندارد ؛ ( مانند آثار يهوديان در خيبر ) نه تنها مخالفتى ندارند بلكه با صرف هزينههاى سنگين از آنها پاسدارى و حفاظت مىكنند !
در تشرّفهاى بعدى ، حس كنجكاوىام مرا واداشت تا به تحقيق و بررسى در اين