بدون شرط حضور در كلاس درس و تنها با شركت در امتحانات ، چهار ليسانسِ حقوق ، علوم تربيتى ، فلسفه و فقه ؛ و پس از سه سال دكتراى عالى معارف اسلامى را دريافت داشتم . همانجا سه سال بهتدريس حكمت ( فلسفهى اسلامى ) برمبناى قرآن و سنت از روى متن كتاب « آفريدگار و آفريده » پرداختم ، جلساتى هم بر دو محور علمى و سياسى عليه حكومت شاهنشاهى در هفت نقطهى تهران داشتم كه بيشتر قشر دانشجو در آن جلسات شركت مىكردند . منبر هم مىرفتم كه آنهم ، داراى نوآورىهاى علمى و سياسى بود ، و كلًا مورد تعقيب و تهديد و تحديد دستگاه ستمشاهى بودم .
در سال 1341 ه . ش در اثر مبارزات شديد بر ضد رژيم طاغوتى ، خصوصاً بهجهت سخنرانى در سالگرد ارتحال مرحوم آيةاللَّهالعظمى بروجردى در مسجد اعظم قم كه براى نخستين بار افشاگرىهايى عليه شاه را در برداشت ، از سوى ساواك محكوم بهاعدام شدم و ايران را مخفيانه بهقصد حجّ ترك نمودم ، در مكه و مدينه با سخنرانىها و اعلاميههايى بهزبان فارسى و عربى عليه طاغوت ، بين عمره و حجّ دستگير شدم ، حج را در حصار مأموران دولتى انجام دادم ، ولى بر اثر استدلالات قاطع اينجانب در برابر حكومت سعودى و اجتماع بزرگ و تحصن علماى عِراقَين در مسجدالحرام ، آزاد شده و تحت الحفظ بهعراق رفتم ، نهضت علمى قرآنى و سياسى را در نجف اشرف - بهمدت ده سال - با تدريس تفسير ، فقه ، اخلاق ، عقايد و . . . سخنرانى و تأليف
نگرشى جديد بر حقوق بانوان در اسلام (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص٢٠٥