تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پرسش و پاسخهاى احكام قضايى بر مبناى قرآنى (فارسى) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
داشتند و ياريش نمودند و پيروى كردند نورى را كه با او فرو فرستاديم ايشانند همان رستگاران » . معناى دوم : كوچك داشتن و اهانت است ، كه در لغت عرب و لغت فقه ، تعزير دوم خبر تازيانه زدن نيست و با دقت در تعبير حديثى « التعزير دون الحد » معنا و مقصود آن را به وضوح درمىيابم زيرا « الحد » اعم از كشتن و دست و پا را به عكس بريدن و حد تازيانه است و « دون الحد » تنها شامل حد تازيانه بوده و دو مورد قبلى را دربر نمىگيرد زيرا : اولًا خود اين حديث در خصوص تازيانه زدن تنبيهى است ، و دوم اين كه كشتن و دست و پا را به عكس بريدن « دون » ندارد چون بايد همان حكم اجرا شود مگر اينكه فرد محارب يا ساعى در افساد - پيش از امكان دسترسى به او و « قبل ان تقدروا عليهم » توبه كرده باشد كه عفو خواهد شد ، بنابراين « دون الحد » در اينجا معنايى ندارد و در قتل هم اگر ولى يا اولياى دم ديه را عفو كنند حكم منتفى خواهد بود پس مىبينيم كه « دون الحد » در اينجا نيز معنايى ندارد و در قتل هم اگر ولى يا اولياى دم : قاتل را عفو كنند و يا با شرايطى كه در مسئله 64 ذكر خواهد شد قاتل قصاص نشود وى تنها موظف به پرداخت ديه است و در صورتى كه ولى يا اولياى دم ديه را عفو كنند حكم منتفى خواهد بود پس مىبينيم كه « دون الحد » در اينجا نيز مصداقى ندارد يعنى مفروضاً « دون قتل » بريدن « دو پاى » مجرم باشد كه چنين نيست . بنابراين « دون الحد » دون تازيانه حدى است و بنابر دلايل پيشين
پرسش و پاسخهاى احكام قضايى بر مبناى قرآنى (فارسى) — صفحة 70 | الشيخ محمد الصادقي الطهراني