و از حضرت صادق عليه السلام است كه
« اياكم أنْ يحاكم بعضكُمْ بَعضاً الى أهْلِ الْجورِ و لكن أنْظروا إلى رَجُلٍ منكُمْ يَعْلمُ شَيئاً مِنْ قضايانا فاجْعلوهُ بَيْنَكُمْ فإنّي قدْ جعلْتُهُ قاضياً فَتَحاكموا إليهِ » « 1 »
« مبادا محاكمههاى خود را نزد اهل جور و ظلم ببريد لكن بنگريد بهمردى از خودتان ( اهل عدل ) كه چيزى از قضاوتهاى ما را مىداند و او را حَكَم كنيد كه من محققاً او را قاضى قرار دادم پس محاكمههايتان را بهسوى او ببريد » و در روايت كلينى بهجاى « قَضايانا » « قضاءنا » آمده است و در هر صورت مقصود اين است كه قاضى شرع بايستى عادل و عالم بهچگونگى قضاوت اسلامى باشد ، تنها دانستنِ احكام قضاوت كافى نيست ، بلكه أضافه بر علم بهاحكام قضاء و عدالت در قضاوت ، بايستى روش امامان معصوم عليهم السلام را در قضاوت آموخته باشد والّا حق قضاوت ندارد . « 2 »
از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله است كه
مَنْ حَكَمَ في دِرْهَمَيْنِ بِحُكمِ جِوْرٍ ثُمَّ جَبَرَ عَلَيه كانَ من أهْلِ هذِهِ الْآيَة « وَ مَنْ لَمْ يحكم بِما أنْزَلَ اللَّهُ فَأولئكَ هُمُ الْكافرونَ »
هركه در دو درهم حكمى ظالمانه كند و آنرا بهاجبار أجرا كند از اهل اين آيه است كه : « و هركه بهآنچه خدا فرستاده حكم نكند از كافران است » .
( گفتم چگونه اجبار مىكند ؟ فرمود : شلاق و زندان دارد پس حكم مىكند ، پس اگر راضى شد كه شد ، والّا با شلاق او را مىزند و بهزندانش مىافكند ) .
و از حضرت باقر عليه السلام است كه بدترين جايگاهها دادگاههايى است
هامش
( 1 ) - وسايلالشيعه ، ج 18 ، ص 4 ، ح 5
( 2 ) - مشروح سخنْ ، در باب شرايط منفى و مثبت قاضى و حاكم شرع خواهد آمد