دانسته ترك كند و يا ندانسته در منصب قضا نشيند و قضاوت كند ، چنان كسى كه اهليت قضاوت ندارد ، اگر هم تمامى جديتها و دقتهاى خود را براى صدورِ حكمِ بهحق بسيج كند و حكمش هم احياناً حق باشد خودِ اينگونه قضاوت ناهنجار و بر خلاف حق است ، و اين قاضى اهل آتش است .
چنانكه از حضرت صادق عليه السلام است كه
: أىُ قاضٍ قَضى بَيْنَ اثْنَيْنِ فَأخْطَأَ سَقَطَ أبْعَدَ مِنَ السَّماءِ » « 1 »
هر قاضىاى كه ميان دو نفر قضاوت كند و خطا كند در ژرفنايى دور تر از آسمان بهزمين سقوط مىكند .
و از حضرت باقر عليه السلام است كه « هركه دربارهى دو دِرْهَمْ حكمى بهخطا كند كافر شده است » « 2 » و اين فرمايش بر مبناى آيهى « وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أنْزَلَ اللَّهُ فَأولئكَ هُمُ الْكافرُون » است ، كه اگر حكمى بر مبناى كتاب و سنّت نباشد - هرچه هم باشد و از هركه باشد - حكمِ كفر است ، و بهسندى از پيغمبر بزرگوار است كه فرمود :
« لسانِ القاضى بَيْنَ جَمرتين من نار حتَّى يَقْضي بين النَّاسِ فإمّا الى الجنَّةِ أوالى النَّار »
: ( زبان قاضى ميان دو پارهى آتش است تا بين مردم قضاوت كند پس يا بهسوى بهشت است يا سوى دوزخ ) ، كه اگر هم بر خلاف حق ، بهناآگاهى كه مقتضاى معصوم نبودن است حكم كند اين حكم آتش است گرچه خودِ او معذور است ولى بايستى تا سرحد امكان آنرا جبران كند !
هامش
( 1 ) - وسايلالشيعه ، ج 18 ، باب 3 ، ح 18
( 2 ) - همان مدرك / 19