نموده است .
و از جمله جملات مكرر امامان معصوم عليهم السلام در بيان احكام اللَّه اين است كه : هر حكمى را ما گفتيم ، از ما بپرسيد به كدام آيه از قرآن استدلال مىكنيم و اينجا مقصود آيات دال قرآن است و نه حروف رمزى آن كه قابل استناد دلالتى براى غيرمعصومان نيست .
و بالاخره كُلّاً در ظواهر آيات قرآنى و برخورد روايات ، روشنگرىِ نكتهاى كه مثلًا در آيهاى تاريك باشد وجود ندارد ، بلكه اين خود تاريكىِ بعضى از برخوردهاى نادرست با قرآن است ، كه معانى نادرست را ببار مىآورد .
آرى ، بعضى از احكام فرعى هست كه هرگز در قرآن نيامده و با سنت قطعيه بهدست مىآيد ، مانند چگونگى و تعداد ركعات نمازهاى يوميه و چند حكم ديگر كه به عنوان « أطيعُواالرَّسُول » بايستى پذيرفته شود ، و آنهم مبنايش حروف رمزى قرآنى است ، ولى اگر قطعى نباشد هرگز پذيرفته نيست زيرا :
« إنَّالظَّنَّ لايُغْنى مِنَالْحَقِّ شَيْئاً » . « 1 »
هرگز ظن و گمان ، چيزى را از حق بىنياز نمىكند ،
و خصوصاً « لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » . « 2 »
هرگز از آنچه به آن « علم » ندارى ، پيروى مكن .
كه پس از بيان احكامى فرعى آمده ، و در نتيجه پذيرش احكام فرعى مانند احكام اصلى اسلامى بدون علم و اطمينان ، از « محرّمات قطعيّه » است .
با اينوصف ، باب علم هرگز - بر خلاف گفتهى گروهى از فقيهان -
هامش
( 1 ) - سورهى النّجم ، آيهى 28 .
( 2 ) - سورهى بنى اسرائيل ، آيهى 36