قرآن گذاردن ، كه در نتيجه عصمتِ قرآن ، و عصمت دلالتى آن ، و عصمت برخورد و راه يافتن به مرادش ، و عصمت مشورت دربارهى آنچه دريافتهاى ، خود « نورٌ على نور » شده و شانه به شانهى معصومان معانىِ آن به دست مىآيد ، كه اگر هم اندك اختلافى برجاى بماند نتيجهى برخورد غيرمعصومانهى مراجعهكنندگان به قرآن است و بس ، بدينمعنى كه قرآن را در راستاى دلالت قرآنى درنيافتهاند .
برخورد سنّت هم با قرآن بدينمعنى نيست كه ظنّيات يا مبهمات آنرا بيان كند ، بلكه چون بيشتر مردم استعدادشان نارسا است ، و يا كاوش و حوصلهى كاملى در راه فهميدن معانى قرآن مصرف نمىكنند ، براى كمك به آنان رواياتى از منابع وحى صادر شده است ، كه تمامى آنها هم با استناد به خود قرآن است ، و نه ادعاى بدون دليل و بيرون از دلالت لفظى آن .
و بالاخره كوتاهبينىها ، و عوامل بيگانهى برونى و درونى ، و عدم بررسى درست كه خطاهايى را بهدنبال دارد ، با بيانات مستدل آنان بر پايه اصل دلالتى قرآن بر طرف مىشود .
مثلًا زُرارة كه در بابِ دليلِ مسحِ بخشى از سر در مورد وضو در برابر سنيان سرگردان است ، با رهنمود حضرت صادق عليه السلام :
( لِمَكانِ الْباءِ )
به خوبى توانسته در برابر برادران سنى بايستد كه « وَامْسَحُوا بِرؤوسِكُمْ » باباى بهاصطلاح تبعيض ، مسحِ بخشى از سر را واجب مىداند ، و نه تمامش را و يا شستن آنرا .
و روى همين اصل در مسح پاها كه « وَارْجُلَكُمْ الَى الْكَعْبَيْنِ » است ، چون اين تبعيض در كار نيست ، و « ارْجُلَكُمْ » هم بهاصطلاح منصوب است ، بايد تمامى روى پاها را تا بلندى نخستين مسح كرد ، كه اينجا نخست بر خلاف فتواى برادران سنى در دو جهت ، و سپس بر خلاف فتواى بسيارى از فقهاى شيعه در يك جهت ، قرآن حكم الهى را بهخوبى بيان
فقه گويا يا فقه سنتى ، فقه پويا يا فقه بشرى؟! (فارسى) — صفحة 13
مساهمون: الشيخ محمد الصادقي الطهراني
ص١٣