و باندازهاى كه اراده كرده بود كفى از آن برگرفت و زمين را بيافريد . . . سپس آتشى از آب پديد آورده و در اثر تسلط آتش بر آب گازى پديد شد كه آسمانها را از آن بوجود آورد « 1 » .
سخنان برخى از مفسران پيرامون
( وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ )
:
طنطاوى گويد : « ماء » در آيه فوق بمعنى علم است ، يعنى عرش الهى براساس علم و حكمت بوده « 2 » . و براى اثيات دعوى خود به اين آيه استشهاد كرده است :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها . . .
كَذلِكَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ
للنّاس از آسمان آبى فرود آورد و بنهرها و گودالها هر كدام باندازهء خود جريان يافت . . . اين گونه خدا براى مردم مثل ميآورد .
زيرا در اين آيه بدليل ذيلش
« يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ »
مقصود از آبهاى آسمانى كه بر نهرهاى گوناگون فرو ميريزد علم الهى است كه بر زمينههاى دلهاى مردمان بخواست خدا وارد مىشود .
ولى هر خوانندهاى با اندك بررسى بنادرستى اين توجيه پى ميبرد كه نامبرده چگونه بدون وجه آيهاى را به آيهء ديگر قياس نموده ، و آب را كه در آيهء فوق بگواهى قرينهء قطعى بمعنى علم است ، در آيهء
« وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ »
نيز بدون هيچگونه قرينهاى به همان معنى گرفته است .
نظرات نامبرده جاى بسى تأسف است كه هميشه در جستجوى تطبيق آيات قرآنى بر فرضيهها و نظرات دانشمندان عصريست ، و چگونه در آيهء فوق كه در مقام معرفى مادهء اوليّه جهان آفرينش است اين سليقه را اعمال ننموده ، در صورتى كه هنوز هم دانش بشر از دريافت تمامى آنچه در آيهء مزبور مراد است محروم است .
هامش
( 1 ) - البرهان جلد دوم صفحه 10
( 2 ) - در تفسير الجواهر - ج 6 ص 7 .