اينها شواهدى است كه لفظ آب را در آيهء آب و عرش از چهرهء اولين دور ساخته و معنى دگرى به آن مىبخشد .
* * *
فرضيه دوم :
ممكن است از تمامى ايرادات گذشته بدينگونه پاسخ گوئيم :
مقصود از ماء همان آب آشاميدنى است - ولى نه به حساب حالت تركيبى - بلكه از لحاظ دو اتم اكسيژن و هيدروژن ، باينمعنى كه : مادر جهان خلقت اتم اكسيژن و هيدروژن بوده ، و ساير اتمهاى عالم از پيوند و يا گسيختگى ايندو پديد شده :
مثلا از پيوستن دو اتم هيدروژن و اكسيژن آب معمولى پديد شده .
و در اثر انفجار هريك از ايندو اتم و تغيير فواصل و تعداد الكترونها و پروتونها ساير اتمها بوجود آمدهاند ، پس آنگاه از ازدواج گوناگون اتمها تمامى عنصرهاى رنگارنگ پديد گشته است .
ولى اين فرضيه نيز از دو نظر بعيد است :
1 - در اين صورت از ايندو اتم ميبايستى بنام خود آنها ياد شود ، و نه آنكه بلفظ آب كه تركيبى ويژه از ايندو است
( H 2 O )
« 1 » .
2 - اين فرضيّه بر هيچ پايهاى استوار نيست بويژه آنكه براى ايندو اتم استثنائا امتياز اصالت و مادرى جهان آفرينش را وانمود ساخته است ، در صورتى كه تنها هيدروژن كه سادهترين اتمها است شايانتر است .
هامش
( 1 ) - اگر اين آب تركيبى از يك اتم اكسيژن و دو اتم هيدروژن بود ، با صرفنظر از اشكالات ديگر چنان تعبيرى خيلى دور نمىشود .