از تمامى بيانها رساتر و در بالاترين درجات اعجاز است « نغمة ظنى الدلاله » بودنش يا انحراف است و يا جهالت .
و چنان كه بشريت در سايهء كوشش پىگير و خستگىناپذير خود بر بخشهائى از نيروهاى مرموز جهان دست يافته و بهرههائى شگفتانگيز از اين رهگذر بدست آورده است ، آيا در چنان زمينهاى توان گفت : اين علم است كه مثلا نيروى برق و قدرت عجيب اكسيژن و هيدروژن و . . . را ايجاد كرده است ؟ ! ! .
و يا بايد گفت : علم همچون نورافكنى تنها نقاب از چهرهء برخى از رازهاى نهان آفرينش برداشته است .
قرآن مقدس نيز نقشهء كاملى از كتاب آفرينش است ، باضافهء اينكه تمامى راههاى هدايت افكار و عقول بشرى را نيز در بر دارد :
إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
.
نگارنده بعنوان يك طرفدار علاقمند به قرآن مقدس ، توجيه كنندگانيكه نظرات دانشمندان هر زمانرا بر آيات قرآنى تحميل ميكنند شديدا بمحاكمه مىخواند كه :
اگر شما در ده قرن پيش ميبوديد - آيا همينگونه كه اكنون آيات قرآنى را توجيه ميكنيد - آنوقت همچنان ميكرديد ؟ .
و اگر در ده قرن آينده در برابر همين آيات قرار گيريد آيا عين همين تطبيقات و توجيهات كنونى را تكرار خواهيد نمود ؟ .
قطعا پاسخ در هر دو صورت منفى است .
و روى اين اصل چگونه به خود اجازه ميدهيد كه نصوص و ظواهر كلام الهى را بر حدسيّات و فرضيّهها و پندارهاى هر زمانى حمل كرده ، و از اين ناهنجارتر ميخواهيد بدين وسيله عظمت قرآن را برخ جهانيان بكشيد ؟ .
* * *