حركت خورشيد و زمين و ساير افلاك پديد آمده باشد .
زيرا در آن هنگام زمين و آسمان و ستارگان وجود نداشتند تا شب و روز معنى داشته باشد ، و اين نكته گرچه لازم بتذكر نبود ولى براى دفع برخى توهمات بى اساس و اينكه زمان را در انحصار حركات افلاك نپندارند ، ضرورت داشت .
خلاصه اينكه : زمانهاى پيش از آفرينش زمين و آسمانها و افلاك تنها نمودارى از حركات گوناگون مواد نخستين جهان ميباشند ، و اصلا زمان حقيقى بجز نمايشى از حركات و دگرگونيهاى ماده نيست .
اخبار :
استدلال فوق براى اثبات اينكه « يوم » در « ستة ايام » بمعنى وقت است تنها از آيات قرآنى بود .
و در اين زمينه اخبارى هم از ائمه اهل بيت عليهم السلام روايت شده كه نمونهاى از آنها ذيلا خاطرنشان ميگردد :
على بن ابراهيم قمى در تفسير خود از معصوم نقل كرده كه شش روز در آيه :
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ
بمعنى شش وقت است « 1 » .
و همچنين دو روز آفرينش زمين ، و چهار روز تشكيل كوهها و ايجاد بركات و اقوات بر روى زمين ، و دو روز آفرينش آسمانها ، بمعنى زمان و وقت است « 2 » .
در هرصورت تفسير فوق چه از معصوم و چه از شخص مفسر باشد به علت موافقت با قرآن پذيرفته است ، و اللّه الهادى .
هامش
( 1 ) - تفسير برهان ج 2 ص 22 و عبارتش اينست : « قال : قال فى ستة اوقات » .
( 2 ) - تفسير برهان ج 4 ص 107 و تفسير دو روز آسمانها را از حضرت رضا ( ع ) نقل كرده و ايندو روز و چهار روز و دو روز در آيات سوره فصلت در بحث آينده مفصلا ذكر خواهد شد .