تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩
مناسك و ادلّه‌ى حجّ » « مفت‌خواران » و . . . مباحث مهم فقهى قرآنى را مطرح كرده‌ايم . تمامى اين اختلافات برمبناى اصالتِ دلالت قرآنى است كه آن‌را « ظنّىّ الدّلالة » تلقّى كرده‌اند ! با آن‌كه در فصاحت و بلاغت ، در بالاترين اوج است . اين خادم كوچك قرآن ، تمامى علوم حوزوى منتسب به‌اسلام را - كه نزد بزرگ‌ترين علماى نيم قرن دريافته‌ام - از آغاز در حاشيه‌ى قرآن قرارداده و رفته رفته به‌اختلاف وسيع اين علوم با قرآن پىبرده‌ام ، و بسيار شده كه با علماى بزرگ گفت‌وگو كرده‌ام و حتى يك‌بار هم محكوم نشده‌ام ، و نوعاً معترفند كه علوم و معارف قرآنى در حوزه‌ها چندان اصالتى ندارد . و معتقدم كه مهمتر از انقلاب سياسى مرحوم امام ، بايستى انقلاب قرآنى در همه‌ى ابعاد علمى ، سياسى و . . . تحقّق يابد . اينجانب ادلّه‌ى اسلامى را ويژه‌ى قرآن و سنّت مىدانم و محور اصلى هم در اين ميان « قرآن » است ، زيرا خداى متعال مىفرمايد : ( و اتلُ ما اوحى اليك من كتاب ربّك لا مبدّل لكلماته و لن تجد من دونه مُلتحداً ) ( كهف / 27 ) و بخوان ، و پيروى كن آن‌چه را از كتاب پروردگارت : ( قرآن ) به‌سويت وحى شده ، هرگز هيچ تبديل‌كننده‌اى براى آن نيست و هرگز به‌جز قرآن پناهگاهى ( رسالتى و وحيانى ) نتوانى يافت . بنابراين آيه‌ى مباركه ، مسلمانان نيز به‌پيروى از وحى الهى به‌پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله هيچ مرجع و پناهگاهى به‌جز قرآن كريم نخواهند داشت كه اگر حديثِ متواترى نيز در دست باشد در صورت مخالفت با نصّ و يا ظاهرِ مستقرِّ قرآن مردود است ، حتى اگر حكمى هم ضرورتى اسلامى داشته باشد نيازمند به‌اصلى قرآنى است ، مگر اين‌كه قرآن نفى و يا اثباتى درباره‌ى آن نداشته باشد كه از باب « اطيعواالرّسول » پذيرفته است ، چنان كه اگر امامان معصوم عليهم السلام هم مؤيّد چنان ضرورتى باشند تصديق مىشود ، البته از باب « و أولىالأمر منكم . » و اين روايات قطعى هم برگرفته از حروف مقطعه و رمزى آيات قرآن است ، كه آيه‌ى 27 كهف ، منشأ همه‌ى احكام را از قرآن مىداند و بس ؛ در نتيجه سنّت ، وحى ويژه‌اى در برابر قرآن نيست . شهرت و اجماع و اطباق و حتّى ضرورتِ بين مسلمين هم در برابر قرآن نقشى ندارد ،