است يا لنگ يا كور يا مبتلا به قرن و يا بيمارى مزمن آشكار يا پنهان مىباشد ، يا مفضاة است ( مجراى ادرار ورِگل زن يكى شده باشد ) ، پس اگر مرد به اين وضع راضى نباشد مىتواند عقد را فسخ كند ، ولى اگر بدان تن داد ديگر حق خيار از او سلب مىشود .
2 - اگر دو طرف نكاح بر اساس شرائط تصريح شده ، يا شرايطى كه در ضمن عقد شناخته شده است ، رضايت دادند ، در صورتى كه مرد يا زن ، ويژگيهاى مشخص شده را نداشته باشد ، طرف مقابل مىتواند نكاح را فسخ كند .
3 - اگر شرط كردند كه زن باكره باشد وبيوه از كار در آيد ، يا آزاد باشد وكنيز به او داده شود ، يا اينكه دختر كوچكتر مورد نظر باشد كه دختر بزرگتر به جاى آن به مرد داده شود ، يا علويه باشد ولى معلوم شود زن غير علويه است ، وصفات ديگرى از اين دست كه نظرها بر اساس آن متفاوت است ، مرد حق فسخ خواهد داشت
4 - اگر مردى ادعا كند مهندس يا بازرگان است ولى كارگر يا كاسب از كار در آيد ، يا ادعا كند كه همسر ندارد ولى همسر داشته باشد ، يا ادعا كند كه از فلان شهر يا فلان تيره وتبار است وچنين نباشد ، در صورتى كه رضايت زن به نكاح بر اساس اين ويژگيها صورت گرفته باشد مىتواند عقد را فسخ كند .
5 - اگر زن يا مرد پيش از دخول عمل منافى عفت انجام دهد ، و اين امر با شرايط نكاح ، منافات داشته باشد يا حرجى براى طرف ديگر پديد آورد ، او مىتواند عقد را فسخ كند .
احكام خانواده و آداب ازدواج (فارسى) — صفحة 145
مساهمون: آژير
ص١٤٥