2 - در جنون تفاوتى نيست كه آيا پيش از عقد يا پس از آن به وجود آمده باشد .
3 - همچون جنون است بيماريهايى عصبى كه مبتلاى به آن نتواند بر عملكرد خود كنترل داشته باشد و زندگى كردن با او موجب حرج زن مىگردد .
4 - خواجه بودن مرد ، و قطع آلت تناسلى او ( بطوريكه قادر به آميزش جنسى نباشد ) وعنين بودن ( عدم تواناى جنسى ) و هر چيزى كه از مرد قدرت آميزش جنسى را به طور كامل بگيرد ، به زن اين اجازه را مىدهد كه عقد را فسخ كند .
5 - اقوى اين است كه ابتلا به مرضى كه به سبب آن مرد از آميزش جنسى با همسر خود صد در صد منع مىگردد ، مانند بيمارى ( ايدز ) ، حكم ناتوانى جنسى را دارد .
6 - اگر مرد محكوم به اعدام يا حبس ابد گردد ، يا به مواد مخدر معتاد شود وحاضر به ترك آن نشود به گونهاى كه همسر او در زندگى زناشويى با دشوارى روبرو گردد ، زن مىتواند از آن جدا شود .
7 - اگر براى زن روشن شود كه شوهرش عقيم است يا خون او با خون همسرش همساز نيست ، آيا مىتواند از اين مرد جدا شود ؟
اگر حرجى براى زن در بردارد بنا به حكم قويتر : آرى .
8 - اگر براى زن روشن شود كه مرد ، روسپى باز است يا به بيمارى مسرى خطرناكى مبتلاست كه زن نمىتواند از آن پرهيز كند اگر با او معاشرت و زندگى كند ، يا حرجى جدى در زندگى براى زن ايجاد مىكند ، مىتواند از آن مرد جدا شود .
احكام خانواده و آداب ازدواج (فارسى) — صفحة 142
مساهمون: آژير
ص١٤٢