مشكّكين و اهل وسواس و فتنه به اين خيالات باطله ، خود را از اين مرحلهء عُظمى بازدارند و هرچند مىتوانيم گفت كه : آن مشكّكين نيز مىتواند شد كه فهميده باشند كه اصل دعا عبادت است و نافع است با قطع نظر از اجابت آن مطلب خاصّ ، پس باز آنها هم بهره از اين جهت دارند ، لكن چون غالب نفوس خلايق ، طالب نفع عاجل است ، وعدهء آن نفع ، محرّك ايشان مىشود بر اصرار بر آن عمل خير و اهل تشكيك از مرحلهء اصرار و زيادتى محروم مىمانند ، از اين جهت مخصوصِ اغلب مردم كرديم .
اگر كسى گويد كه : ما بسيار مىبينيم كه نفعى بر اين امور مترتّب نمىشود و دعا و صدقه و غيرهما ، تأثير خود را نمىكند ، پس باز آن لوح را غالباً فايده نخواهد بود ؟ !
گوييم : هر چند اين بحث تمام نيست ؛ چون نفى نفع كلّى نمىكند ، لكن از براى اثبات نفع كلّى ما نيز كلًاّ مىگوييم كه مطلب تمام شود و آن اين است كه : هر جوابى كه از اشكال در اصل اوامرى كه به دعا و صدقه و مداوا و ساير اسباب ظاهريّه - كه وارد شده است - ايراد مىشود ، قطع نظر از اينكه خلاف آن در لوح و اثبات نقش شده باشد ، مىتوان گفت : همين جا مىتوان گفت و حاصل اشكال در اصل آن اوامر اين است كه حقّ تعالى امر به دعا و صدقه و امثال آن كرده و وعدهء اجابت فرموده و آيات قرآنى و احاديث اهل عصمت در آن فراوان است و با وجود اين مىبينيم كه مكرّر دعا و صدقه به عمل مىآيد در كمال جدّ و جهد و اثرى بر آن مترتّب نمىشود ؟ !
و مجمل جواب از آن اشكال اين است كه يقيناً آن آيات و اخبار ، همه جا بر ظاهر خود حمل نمىشود و مراد ظاهر آن نيست ؛ زيرا كه در بعضى اوقات آن ترتّب اثر از امور ممتنعه است ، مثلًا هرگاه زيد دعا كرد : خداوندا دختر عمرو را نصيب من كن كه در شب جمعه به خانهء من بيايد و ديگر هم دعا كند به همين نهج ، البتّه اين صورت امكان ندارد يك زن از براى دو مرد حلال شود در آنِ واحد و گاه است ده نفر همين دعا مىكنند و همچنين دو عسكر با هم نزاع دارند و هر دو از خداى تعالى فتح مىطلبند و همچنين مواضع بسيار كه استجابت آن مستلزم جمع نقيضين مىشود .
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى) — صفحة 375
مساهمون: محمد حسين شمس الدين
ص٣٧٥