[ مذمت ظلم و تعدّى
]
وَ ايّاكُمْ أنْ يَبْغِىَ بَعْضُكُمْ عَلَى بَعضٍ ، فَإنَّها ليْسَتْ مِنْ خِصَالِ الصَّالِحِينَ ، فَإنَّهُ مَنْ بَغَى صَيَّر اللَّهُ بَغْيَهُ عَلَى نَفْسِهِ ، وَ صَارَتْ نَصْرَةُ اللَّهِ لِمَنْ بُغِىَ عَلَيهِ ، وَ مَنْ نَصَرَهُ اللَّهُ غَلَبَ وَ أصَابَ الظَّفَرَ مِنَ اللَّهِ .
و احتراز كنيد از آن كه بر ديگران ، تعدّى و زيادتى نماييد ؛ زيرا كه بغى ، از خصلتهاى اهل صلاح و خوبان نيست ، از اين جهت كه كسى كه بغى و تعدّى مىكند ، خداى تعالى ، بغىِ او را به خودش برمىگرداند . و نصرت و مدد الهى به كسى مىرسد كه تعدّى و زيادتى بر او واقع شده . و هر كس كه خداى تعالى او را يارى كند ، بر خصم ، غالب و از جانب الهى ظفر مىيابد .
و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود كه « 1 » : از بدىها ، چيزى كه عقوبتش زودتر به صاحبش مىرسد ، بغى است . « 2 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : شيطان ، به لشكر خود مىگويد كه : در ميان بنىآدم ، بغى و حسد بيندازيد ؛ زيرا كه اين دو صفت ، پيش خداى تعالى ، عديل شركاند . « 3 » و معنى بغى ، در اصل لغت ، از حد بيرون رفتن است و اين معنى ، در ضمن تكبّر و ظلم و بعضى ديگر از صفات ذميمه ، متحقّق مىشود . و بعضى احاديث در باب بغى ، قبل از اين مذكور شد .
هامش
( 1 ) . ب : - « كه » .
( 2 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 460 ، ح 1 .
( 3 ) . همان ، ص 327 ، ح 2 .