باشد ، هر گاه تو را سيراب كرده باشد ؛ و از آن كه خود ، برهنه باشد ، هر گاه بدن تو را پوشيده باشد ؛ و از آن كه خود ، در آفتاب باشد ، هر گاه تو را از حرارت آفتاب ، محافظت نموده باشد ؛ و خواب را از براى تو ترك كرده و تو را از سرما و گرما محافظت نموده ، از براى آن كه به كار او بيايى . پس به تحقيق كه تو طاقتِ شُكر او [ را ] ندارى ، مگر به عون و توفيق الهى .
و حقّ پدرت آن است كه بدانى كه اصل تو اوست و اگر او نمىبود ، تو نخواهستى بود . پس هر گاه در خود ، چيز خوبى ببينى ، بدان كه اصل آن نعمت كه به تو عطا شده ، پدر است . پس خداى - عزَّ و جلَّ - را حمد كن و شكر پدر به قدر آن نعمت ، با شكر الهى به جا بيار . و لا قوّة إلّا باللَّه !
و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت ، از جملهء كبائر برشمرد آن كه هر گاه پدر ، پسر را بطلبد ، پسر ، او را لعنت كند و آن كه هر گاه پسر جواب دهد ، پدر او را بزند . « 1 »
[ ششم : خوردن مال يتيم ]
ششم از جملهء كبائر ، خوردن مال يتيم است به غيرِ حق ؛ يعنى بى آن كه كارى كرده باشد كه به سبب آن ، مستحقّ گرفتن چيزى از مال يتيم شده باشد .
و ابن بابويه رحمه الله در كتاب ثواب الأعمال ، از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه در كتاب على بن ابى طالب عليه السلام مذكور است كه : كسى كه مال يتيم را از روى ظلم بخورد ، البته عاقبت بدِ آن عمل ، به زودى در دنيا ، به فرزندان او مىرسد و عِقاب آن در آخرت ، به او خواهد رسيد . امّا در دنيا ، از براى آن كه حق تعالى فرموده :
« وَ لْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَ لْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيداً »
؛ « 2 » يعنى : بايد كه بترسند جماعتى كه غمِ فرزندان ناتوان خود كه از ايشان بمانَد ، مىخورند و نمىخواهند كه بعد از ايشان ، بر آنها ستمى واقع شود .
پس ، از خداى تعالى بترسند و موافقِ حق ، سخن بگويند .
و امّا در آخرت ، زيرا كه حق تعالى مىفرمايد :
« إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً »
؛ « 3 » يعنى : به تحقيق كه آنهايى كه مالهاى يتيم را به
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 281 ، ح 15 .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 9 .
( 3 ) . سورهء نساء ، آيهء 10 .