دادخواهى بردند سوى پادشاهِ مخالف يا سوى داورانِ جور ؛ آيا جايز است يا نه ؟
گفت كه : هر كه دادخواهى برد سوى ايشان ، خواه در حقى و خواه در باطلى ، پس جز اين نيست كه دادخواهى برده سوى شيطانْصفت و آن كه حكم مىكند آن شيطانْصفت براى او و مىگيرد چيزى را از خصم خود ، پس جز اين نيست كه مىگيرد به غايتْ حرامى را ، هر چند كه آن گرفته شده ، طلبيدنىِ ثابت در ذمّت خصم باشد براى او ؛ زيرا كه گرفته آن را به فتوا و حكم شيطانْصفت . و به تحقيق امر كرده اللَّه تعالى مردمان را در هر كتابِ شريعتى به اين كه دروغگو شمرده شود آن شيطانْصفت ؛ چه گفته اللَّه تعالى در سورهء نساء كه :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ يُرِيدُونَ »
[ الآية : ] « 1 » آيا نگاه نكردى سوى آنان كه دعوى مىكنند كه گرويدهاند به قرآنى كه فرو فرستاده شده سوى تو و هر كتابى كه فرو فرستاده شده پيش از تو ، مىخواهند كه داورى برند سوى شيطانْصفت و حال آن كه به تحقيق در قرآن و هر كتاب الهى امر كرده شدهاند به اين كه دروغگو شمرند آن شيطانْصفت را .
مراد ، آيتهايى است كه در آنها امر به ترك پيروى پيروان ظن هست ، مثل آيت سورهء بقره :
« فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى »
« 2 » و بيان ارادهء ايشان گذشت در شرح حديث دوازدهمِ باب اوّل در شرح « وَ قَالَ
أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ
» تا آخر .
اصل : قُلْتُ : فَكَيْفَ يَصْنَعَانِ ؟
قَالَ : « يُنْظِرَانِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوى حَدِيثَنَا ، وَنَظَرَ فِي حَلَالِنَا وَحَرَامِنَا ، وَعَرَفَ أَحْكَامَنَا ، فَلْيَرْضَوْا بِهِ حَكَماً ؛ فَإِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيْكُمْ حَاكِماً ، فَإِذَا حَكَمَ بِحُكْمِنَا فَلَمْ يَقْبَلْهُ مِنْهُ ، فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُكْمِ اللَّهِ وَعَلَيْنَا رَدَّ ، وَالرَّادُّ عَلَيْنَا الرَّادُّ عَلَى اللَّهِ وَهُوَ عَلى حَدِّ الشِّرْكِ بِاللَّهِ » .
شرح : يُنْظِرانِ به صيغهء معلوم باب افعال يا باب « نَصَرَ » است .
كَانَ مِنْكُمْ به اين معنى است كه از جملهء عدول شيعهء اماميّه باشد .
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) : 60 .
( 2 ) . بقره ( 2 ) : 256 .