الفِتْنة : اختلاف مردمان به اعتبار پيروى ظن .
الجِيفة : مردار ؛ و مراد اين جا ، خوردنى حرام است .
الشِّعار ( به كسر شين بانقطه ) : لباسى كه در زير لباسهاى ديگر پوشند ، مثل پيراهن .
الدِّثَار ( به كسر دال بىنقطه ) : لباسى كه بالاى شعار پوشند .
التَّمْزِيق و المُمَزَّق ( به فتح زاء بانقطهء مشدّده ) پاره پاره كردن چيزى را ؛ و مراد اين جا ، پراكنده كردن مردمان است در مسائل به معنى اختلاف انداختن ميان ايشان .
الْإِظْلَام : تاريك كردن . ضمير عَلَيْها راجع به عُيُون است .
أَيّامَها منصوب و مَفعولٌبِه است و ضمير ، راجع به عُيُون يا راجع به دنياست .
الأيّام ( جمع يَوْم ) : روزها ؛ و روز از طلوع مركز آفتاب است از افق حقيقى تا غروب آن ، يا از طلوع فجر است تا غروب آفتاب ؛ و چون روز به روشنى خود باعث ديدن و دانستن چيزهاست ، پيغمبران و امامان حق را كه باعثِ ديدهورى مردماناند در احكام الهى ، ايّام مىگويند ، بنا بر تشبيه ، چنانچه اللَّه تعالى گفته در سورهء ابراهيم كه :
« وَ ذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللَّهِ » :
« 1 » و به ياد بيار امّت خود را حق ، به سبب بيان پيغمبران و امامان حق كه اللَّه تعالى تعيين كرده براى خلايق در هر زمان .
و ابن بابويه در كتاب معاني الأخبار در حديث « لَا تُعَادُوا الْأَيَّامَ فَتُعَادِيَكُمْ » « 2 » روايت كرده كه معنى اين حديث ، اين است كه : با امامان حق ، دشمنى مكنيد كه باعث اين مىشود كه ايشان با شما دشمنى كنند .
المَوْؤُودة : دخترى كه او را زنده در گور مىكردهاند .
يُخْتار ( به خاء بانقطه و الف و راء بى نقطه ) به صيغهء مضارع غايب مجهول باب افتعال است .
دُونَهُم منصوب و ظرف است .
طِيب ( به كسر طاء و سكون ياء ) مرفوع و نايب فاعل است و مضاف است . و در بعض نُسَخ ، به جيم و زاء بانقطه به صيغهء معلوم است .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) : 5 .
( 2 ) . معاني الأخبار ، شيخ صدوق ، ص 124 ، باب معنى الحديث الّذى روي عن النبي صلى الله عليه و آله : « لاتعادو الأيام فتعاديكم » .