تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنبيه الخواطر ونزهة النواظر (مجموعة ورام) (آداب و اخلاق در اسلام) ( فارسى) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
بدنها مىلرزد و اعضاى بدن لغزان و عقول در حيرت و سرگردان ، گروهى آرزو مىكنند كه كاش وارد آتش مىشدند و اعمال زشت آنها را بر خداوند جبّار عرضه نمىكردند و راز آنها بر تودهء خلايق فاش نمىشد ، و در اين موقع ، به جبرئيل خطاب مىرسد ، آتش جهنّم را بياور ! جبرئيل مىآيد و مىگويد : جهنّم آفريدگارت را اجابت كن ! جبرئيل با خشم و غضب جهنم روبرو مىشود ، پس آتش جهنم پس از ندا چيزى نمىگذرد كه مىخروشد و بر مىافروزد و به طرف خلايق شعله مىكشد و غرش مىكشد ، كه مردم صداى خروش و غرش آن را مىشنوند و خازنان جهنم از هر سو پراكنده به مردم حمله‌ورند از خشمى كه به گنهكاران و مخالفان امر الهى دارند ! پس با خود فكر كن و از دل خود آن حالت دل بندگان را بگذران كه دلها پر از ترس و بيم شده و بر روى هم به پشت و بعضى به صورت افتاده‌اند و ستمگران و تبهكاران نالهء وا ويلا برآورند ، و صدّيقان ، به فكر خود باشند ! و در آن بين كه هر كس به خود مشغول است ، آتش دوزخ دوباره شعله‌ور شود ، ترس مردم دو چندان شده ، و نيرويشان به سستى گرايد ، گمان كنند كه آنها را مىگيرند ، سپس آتش دوزخ براى بار سوّم افروخته گردد ، مردم روى صورتشان بيفتند و چشمها خيره شده با خوارى و ذلّت بنگرند ، پس دل ستمگران از جا كنده شود ، و از شدت تشنگى فشار به حلقشان برسد ! خطاب برسد : فرزند آدم ! آيا من تو را گرامى نداشتم و سرورى ندادم ؛ و همسر برايتان نيافريدم ، و اسب و شتر را براى شما مسخّر نكردم ؟ آيا به شما نعمت جوانى ندادم ؟ پس در چه راهى آن را به پيرى رساندى ؟ آيا به تو فرصت عمر را ندادم ؟ پس در چه راهى گذراندى ؟ آيا به تو مال و ثروت ندادم ؟ پس در چه راهى صرف كردى ؟ آيا تو را بوسيلهء علم و دانش بزرگ نكردم ؟ پس چرا به دانسته‌هايت عمل نكردى ؟ ! پس چقدر بىحيا و بىشرمى ! در صورتى كه خداوند نعمت خود و نافرمانى تو ، و بخششهاى او ، بديهاى تو را به حساب مىآورد ، و تو با