مىشوند [ و مىگويند : ] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مىدادند ، بشارت باد . * ما در زندگى دنيا و آخرت ، ياران و دوستان شما هستيم ، آنچه دلتان بخواهد ، در بهشت براى شما فراهم است ، و در آن هر چه را بخواهيد ، براى شما موجود است . *
رزق آمادهاى از سوى آمرزندهء مهربان است .
ابوذر چگونه جان داد ؟
ابوذر در لحظات مرگ كه همهء تاب و توانش را از دست داده بود ، دخترش را گفت يك بار ديگر در اين بيابان جستجو كن ، شايد اندكى آب يا چيزى براى خوردن بيابى زيرا مرا از شدّت تشنگى و گرسنگى طاقتى نمانده !
ابوذر به جرم عشق اهل بيت عليهم السلام از طرف حكومت ظالمانهء زمانش به ربذه تبعيد شد و حتى از آب و علف شيرين بيابان هم محروم گشت ولى از آنجا كه سلسلهء عشق آل محمّد عليهم السلام بر پاى دلش قرار داشت همهء بلاها و مصايب را به جان خريد تا اين گوهر بىنظير و ولاى اهل بيت عليهم السلام را در فضاى استقامت حفظ كند .
دختر ، رفت و برگشت و به پدر گفت : چيزى از آب و خوراكى نيافتم !
دختر ، پدر را در حال احتضار ديد ، سر پدر را به دامن پر مهر و محبت گرفت ، در اين حال شنيد كه پدر مىگويد :
الَيْهِ السّلامُ ، عَلَيْهِ السَّلامُ ، هُوَ السَّلامُ ، بِهِ السَّلامُ ، مِنْهُ السّلامُ
. مىگويد : پدر ! به كه سلام مىدهى ؟ اينجا كه كسى نيست !
پدر پاسخ مىدهد : دخترم ملك الموت آمده مىگويد : خدا فرموده پيش