همچنين ناسخ و منسوخ ، مطلق و مقيد ، عام و خاص . . . بايد جاى جايش و مصداقش و معنا و مفهومش به وسيلهء اهل بيت عليهم السلام تبيين گردد و گرنه با تعيين و تبيين ديگران ، درب ضلالت و گمراهى و شقاوت و هلاكت ابدى به روى انسان باز مىشود و آدمى را دچار چنان زيانى خواهد كرد كه جبرانش ممكن نخواهد شد .
تفاسيرى از آيات قرآن به وسيلهء خوارج و تفاسير اشخاصى مانند طنطاوى ، و سر سيد احمد خان هندى و صاحب كتاب راه طى شده ، و سركردهء گروه فرقان در جزوههاى آن گروهك و جزوات گروهك منافقين چون راه انبيا ، راه بشر و امثال اينان ، تفاسيرى است كه از نظر اهل بيت عليهم السلام مردود و بىترديد تحميل فهم ناقص بشرى در چهارچوب قوانين قابل تغيير مادى به قرآن مجيد است .
معناى يد اللّه
ما اگر بدون اهل بيت عليهم السلام به پيشگاه قرآن مجيد براى فهم معناى آيات مشرّف شويم ، بىترديد معناى مورد نظر حق به دست نمىآيد و نهايتاً ممكن است ما را به كفر و شرك آلوده نمايد .
به عنوان نمونه در آيهء شريفهء :
« . . . يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ . . . »
« 1 » .
. . . قدرت خدا بالاتر از همهء قدرتهاست . . .
اگر به ظاهر معناى يد كه همان دست مىباشد اكتفا شود ، به جسم بودن خدا اعتراف نمودهايم كه اين خود كفرى واضح و آشكار است .
هامش
( 1 ) - فتح ( 48 ) : 10 .