تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤

جمع كردن هيزم با من

پيامبر صلى الله عليه و آله با اصحاب در سفرى به سر مىبردند ، به آنان فرمود كه : براى غذا خوردن بزى را بكشند . مردى گفت : كشتن بز با من ، يكى گفت : پوست كندنش با من ، ديگرى گفت : پختنش با من ، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود : هيزم جمع كردنش با من . ياران گفتند : يا رسول اللّه ! شما به خود زحمت ندهيد و رنج بر خود روا مداريد ، ما هيزم را جمع مىكنيم ، حضرت فرمود : مىدانم كه شما در كار كردن كوتاهى نمىورزيد ولى خداى تعالى از اينكه بنده‌اش با جمعى باشد و با آنان در كار و فعاليت همراهى ننمايد كراهت دارد « 1 » .

جود و سخاوتى كريمانه

در روايت است : روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله با جابر بن عبداللّه سوار بر شتر جابر به جايى مىرفتند . رسول خدا صلى الله عليه و آله به جابر فرمود : اين شتر را به من به فروش ، جابر گفت : پدر و مادرم فدايت شتر از شما ، حضرت فرمود : نه ، به فروش ! جابر گفت : فروختم ، رسول خدا صلى الله عليه و آله به بلال فرمود : بهاى شتر را به جابر بپرداز ، جابر گفت : يا رسول اللّه ! شتر را به كه بسپارم ؟ حضرت فرمود : شتر و بهايش هر دو ارزانى تو باد و خدا اين داد و ستد را بر تو مبارك گرداند « 2 » .
هامش
( 1 ) - شرف النبى : 79 . ( 2 ) - شرف النبى : 68 .