سعدى شيرازى
ماه فرو ماند از جمالِ محمّد * سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلك را كمال و منزلتى نيست * در نظر قدر با كمال محمّد
وعدهء ديدار هر كسى به قيامت * ليله اسرى شب وصال محمّد
آدم و نوح و خليل و موسى و عيسى * آمده مجموع در ظلال محمّد
عرصهء گيتى مجال همت او نيست * روز قيامت نگر مجال محمّد
همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد * تا بدهد بوسه بر نعال محمّد
شمس و قمر در زمين حشر نتابد * نور نتابد مگر جمال محمّد
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى * عشق محمّد بس است و آلِ محمّد « 1 »
* * *
كريم السجايا ، جميل الشِيَم * نبىِّ البَرايا شفيعُ الأُمم
امام رسُل پيشواى سبيل * امين خدا ، مهبطِ جبرئيل
شفيعُ الورى ، خواجهء بعث و نشر * امامُ الهدى ، صدر ديوان حشر
كليمى كه چرخ فلك طور اوست * همه نورها پرتو نور اوست
شفيعٌ مطاع نبىٌ كريم * قسيمٌ جسيمٌ نسيمٌ وسيم
يتيمى كه ناكرده قرآن درست * كتبخانه چند ملت بشست
خدايا به حق بنى فاطمه * كه بر قولم ايمان كنم خاتمه
اگر دعوتم رد كنى ور قبول * من و دست و دامانِ آلِ رسول « 2 »
هامش
( 1 ) - كليات سعدى : 714 .
( 2 ) - كليات سعدى : 203 .