پذيرفتم نكاحِ وى ، رسول گفت : بارك اللّه فيكما « 1 » .
* * * ابن عباس گفت : شبى از شبها على مرا گفت : چون نماز خفتن گزارده باشى ، نزديك من حاضر شو تا تو را فايدهاى دهم ، گفتا :
وَكَانَت لَيْلَةً مُقْمِرَةً « 2 » .
على گفت :
مَا تفسير الألفِ مِنَ الحَمدِ ؟ « 3 »
گفتم : تو بدانى اى على ! پس در سخن آمد و يك ساعت از ساعات شب در تفسير الف « الحمد » سخن گفت . . . يك ساعت ديگر در تفسير حرف لام سخن گفت . پس در حاء همچنان و در ميم همچنان و در دال همچنان . چون از تفسير اين حروف فارغ گشت ، برق عمود الفجر صبح صادق ، از مشرق سر بر مىزد .
از اينجا گفت على عليه السلام :
لَو شئْتُ لَأَوْقَرتُ سَبْعينَ بَصراً ، مِن تفسيرِ سوُرَةِ الفَاتِحَةِ « 4 » .
ابن عباس گفت : علم خود در جنب علم على چنان ديدم كَالغَدِيْرِ الصَّغِير فِى البَحْرِ « 5 » .
هامش
( 1 ) - كشف الأسرار : 7 / 49 .
( 2 ) - شبى سخت روشن بود از نور مهتاب .
( 3 ) - تفسير الف « الحمد » چيست ؟
( 4 ) - اگر مىخواستم هفتاد شتر را از تفسير سوره حمد بار مىكردم .
( 5 ) - « مانند آبگيرى كوچك در دريا » كشف الأسرار : 10 / 686 .