نبود ، آن جبرئيل بود كه فروخت و ميكائيل بود كه خريد و آن شتر ، ناقهاى بود از ناقههاى بهشت . اين ، آن قرض بود كه تو به اللّه دادى و درويش را به آن بنواختى و قد قال اللّه عزوجل :
« مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً . . . »
« 1 » . « 2 » * * *
« الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً . . . »
« 3 » .
اين آيت در شأن على بن ابى طالب آمد . چهار درم داشت و در همهء خاندان وى جز آن نبود ؛ هر چهار درم به درويشان داد ؛ يك درم به شب داد ، يكى به روز ، يكى به نهان ، يكى آشكارا . رب العالمين او را بدان بستود و در شأن وى آيت فرستاد « 4 » .
* * * . . . اصحاب مباهله پنج كس بودند : مصطفى و زهرا و مرتضى و حسن و حسين آن ساعت كه به صحرا شدند ، رسول ايشان را با پناهِ خود گرفت و گليم بر ايشان پوشانيد و گفت :
اللَّهُمَّ ! انَّ هؤُلاءِ أَهْلِى « 5 » .
جبرئيل آمد و گفت :
هامش
( 1 ) - « كيست آنكه به خدا وام نيكو دهد » بقره ( 2 ) : 245 .
( 2 ) - كشف الأسرار : 1 / 662 .
( 3 ) - « كسانى كه [ چون على بن أبىطالب عليه السلام ] اموالشان را در شب و روز و پنهان و آشكار انفاق مىكنند » بقره ( 2 ) : 274 .
( 4 ) - كشف الأسرار : 1 / 746 .
( 5 ) - خدايا اين [ پنج نفر ] اهل بيت من هستند .