و همهء جادههاى فضيلت و معنويت را با كمال اخلاص طى كردهاند ، اسوه و سرمشق همگان شدهاند .
آنان به جايى رسيدهاند كه در مرحلهاى كه قرآن كثير است ، آنان كثرت را ناظرند و در آن مرحله كه بسيط است ، بساطت را شاهدند زيرا حقيقتشان همان حقيقت قرآن است و بدون آنان درك قرآن و رسيدن به مقام قرب ميسّر نيست .
دنيا طلبان اهل بيت عليهم السلام را درك نمىكنند
هركس در همهء شؤون زندگىاش به اهل بيت عليهم السلام مراجعه كند ، به اندازهء فهم و گنجايش و ظرفيتش از ولايت و حقيقت آنان كه ولايت خدا و حقيقت قرآن است ، بهره مىبرد .
افراد كم گنجايش و انسانهاى متوسط و دارندگان سعهء وجودى - هر كدام به گونهاى - با اسوه قرار دادن اهل بيت عليهم السلام حقيقت آنان را ادراك مىكنند و به آن مؤمن مىشوند و به آثارشان اقتدا مىنمايند و بر پايهء همان ادراك و ايمان و اقتدا ، به پاداش و جزا مىرسند ولى فرو رفتگان در چاه طبيعت كه نمىخواهند از آن به در آيند :
« . . . كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُماتِ لَيْسَ بِخارِجٍ مِنْها . . . »
« 1 » .
. . . مانند كسى است كه در تاريكىها [ ىِ جهل و گمراهى ] است و از آن بيرون شدنى نيست . . .
هرگز حقيقت رسالت و ولايت را درنمىيابند و به اين خاطر نه اينكه آن بزرگواران را سرمشق و اسوهء خود قرار نمىدهند بلكه به آنان كفر مىورزند !
هامش
( 1 ) - انعام ( 6 ) : 122 .