اغواگرى مىگويد :
من همهء آنان را گمراه مىكنم مگر بندگانت را كه گروهى از آنان مخلصان هستند « 1 » .
اين بندگانت ، معناى عام دارد و مخلصان به عنوان مصداق بارز ذكر شدهاند نه تنها مصداق ، پس هركس مىتواند با تلاش و مجاهدت و رياضت و عبادت كارى كند كه به مقام عصمت دست يابد .
آنچه در عرصهء هستى يافت مىشود ، موهبت الهى است :
« وَ ما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ . . . »
« 2 » .
و آنچه از نعمت ها در دسترس شماست از خداست . . .
ولى درجات مواهب و نعمتها فرق دارد ، همچنانكه علل عادى بعضى از امور ، مشهود و معلوم است و علل پارهاى ديگر ، مخفى و نهان است .
خداوند ، علّتِ حقيقى
انسان چيزى را با اختيار و تفويض خود مالك نمىشود كه خدا در تحقق آن نقشى نداشته باشد . هر موجود ممكنى به استناد به وجود واجب يافت مىشود و وقتى وجودش مستند به اوست ، بىترديد هر كمالى هم در اوست از اوست ، حتى فاعل حقيقىِ تعليم دانشهاى عادى هم خداست :
« عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ »
« 3 » .
[ و ] به انسان آنچه را نمىدانست تعليم داد .
هامش
( 1 ) -« لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ »الحجر ( 15 ) : 39 - 40 .
( 2 ) - نحل ( 16 ) : 53 .
( 3 ) - علق ( 96 ) : 5 .