اهل بيت : و دانش
در سورهء مباركهء نمل در داستان حضرت سليمان مىخوانيم كه سليمان پس از باز گرداندن سفيران ملكهء سبا ، به بزرگان بارگاهش گفت : كدام يك از شما تخت پادشاهى او را پيش از آنكه به حالت تسليم نزد من آيد براى من مىآوريد ؟
ديوى از جن گفت : من آن را پيش از آنكه تو از جايگاهت برخيزى نزد تو حاضر مىكنم و بر آن توانا و امينم !
ولى كسى كه بخشى از دانش كتاب نزد او بود ، گفت : من آن را پيش از آنكه چشم برهم زنى مىآورم ،
« قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ . . . »
« 1 » .
كسى كه دانشى از كتاب [ لوح محفوظ ] نزد او بود گفت : من آن را پيش از آنكه پلك ديدهات به هم بخورد ، نزد تو مىآورم [ و آن را در همان لحظه آورد ] . . .
سليمان چون تخت را با قدرتى كه آن بزرگ مرد از ناحيهء بخشى از دانش
هامش
( 1 ) - نمل ( 27 ) : 40 .