الْمَحْبُوبِ عَلى ما سِواهُ « 1 » .
61 - اثر معجزهآساى ادب
حرّ بن يزيد در روز عاشورا بر سر دو راه قرار گرفته بود : يكى سپهسالارى ، ثروتاندوزى ، زن و فرزند ، مقام و منزلت مادّى و ديگر جان باختن و از هستى گذشتن ؛ امّا آن انسان عاقل پس از اندكى تأمّل حق تعالى را در پرتو امامت حضرت سيّدالشهدا عليه السلام بر ماسوا ترجيح داده و با خداى عزّوجلّ معامله كرد .
در اين زمينه در كتاب « نقد و تحليل و تفسير مثنوى » مىخوانيم :
انسانى كه داراى ادب درونى است ، هرچند كه مرتكب تبهكارى شود ، هرچند كه خود را گاهى ببازد ؛ ولى سرانجام آن ادب روحى او را از سقوط نجات خواهد داد .
در داستان حرّ بن يزيد رياحى مىخوانيم :
اين مرد به عنوان مبارزه و دستگيرى حسين بن على عليهما السلام و سپردن آن به دست خونخوار تاريخ بشرى يعنى « ابن زياد » بيرون آمد و در برابر حسين عليه السلام قرار گرفت . آن چنان كه دو دشمن خونى رو در روى يكديگر مىايستند ، بر سر راهش ايستاد .
هنگام نماز حسين عليه السلام فرمود : تو برو يك طرف و با لشكرت نماز بخوان تا ما نيز نماز خود را بخوانيم حرّ گفت : شما جلو بايست تا نمازمان را به امامت تو بخوانيم . حر بن يزيد آن روز نماز را پشتسر حسين بن على عليهما السلام خواند ، سپس هنگامى كه امام عليه السلام قصد حركت داشت حرّ بن يزيد مخالفت كرد و حسين عليه السلام با جمله تندى ( مادر به عزايت گريه كند ) حرّ را مخاطب قرار داد .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 370 .