انتظار محمّد چندان نمىپايد ، خداوند خواستهء حبيبش را برآورده آخرين و مهمترين موضوع اساسى اسلام را كه پيامبرش مدّتهاست چشم به راه اعلام آن از جانب خداست با فرستادن وحى آشكار مىكند .
در اين گيرودار اطرافيان پيامبر صلى الله عليه و آله نيك مىبينند كه ناگهان چهرهء گردآلود او برافروخته مىشود ، پلكهايش را برهم مىگذارد ، سنگينى مخصوصى بر او چيره مىگردد دانههاى عرق از پيشانى بلندش فرو مىچكد و ناگهان چون كوهى در جاى خود مىايستد و در اين حال كلماتى را زير لب زمزمه مىكند ، اين حالت نزول وحى است كه به محمد دست داده است .
به اشارهء او شترش را مىخوابانند ، صدايش كم كم بلند مىشود ، اطرافيانش به خوبى مىشنوند كه اين نغمهء آسمانى را جبرييل امين فرشتهء وحى بر او نازل كرده است با لهجهء گيرا و محكم خويش تلاوت مىكند :
[ يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ]
.
اى پيامبر ! آنچه از سوى پروردگارت [ دربارهء ولايت و رهبرى على بن أبىطالب اميرالمؤمنين عليه السلام ] بر تو نازل شده ابلاغ كن ؛ و اگر انجام ندهى پيام خدا را نرساندهاى . و خدا تو را از [ آسيب و گزند ] مردم نگه مىدارد ؛ قطعاً خدا گروه كافران را هدايت نمىكند .
فرشتهء وحى به امر خداوند به پيامبر صلى الله عليه و آله مىگويد كه آنچه دربارهء ولايت و امامت و خلافت بلافصل على بن ابى طالب عليه السلام و واجب بودن پيرويش بر هر فرد مسلمان بر او نازل شده است به همه بگويد و به دستور خداوند بزرگ على را فرد شاخص و پايگاه عالى دين و رهبر مطلق مسلمانان جهان بگرداند .
توقف محمد همهمهاى در ميان كاروانيان برپا ساخته است ، هياهويى كه با شيههء اسبان عربى و زنگ شتران قافلهها آميخته است ، سرها از هرسو كشيده و جملاتى بين افراد رد