تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
عابدى تارك الصلاتى را به مواعظ و نصايح ترغيب به نماز كرد و آداب نماز به او تعليم داد و گفت : چند روزى در اوقات نماز با من باش و وظايف واجبات سنن با من به جاى آر تا خوب به آداب نماز از جهت علمى و عملى باخبر شوى . آن شخص قبول كرد . اوّل طلوع فجر كه شد تائب را بيدار كرد كه برخيز نماز كن ، تائب از خواب برخاست و با عابد به نماز ايستاد ، بعد از نماز او را به تعقيب نماز مشغول كرد تا قريب به چاشت شد ، تائب برخاست تا بر سر كارى رود و تحصيل معاشى كند . هنوز كارى فيصل نداده بود كه پيشين شد ، آواز داد كه اى تائب ! بيا كه وقت نماز است . تائب كار را ناقص گذاشته به خدمت عابد آمد . عابد او را به نماز نافله مشغول كرد و بعد از نافله به واجب و بعد از واجب به سنّت عصر و بعد از آن به واجب و بعد به تعقيب تا قريب پسين شده و همچنين مغرب و نافله‌ها تا قريب به نصف شب . حاصل آن كه جميع كارهاى تائب منحصر شد به نماز و تعقيب و اوراد و از ساير كارها و تحصيل معاش باز ماند . در اين وقت به عابد گفت : نماز كار بيكاران است نه كار من كه من طاقت اين‌گونه عبادت ندارم . اين بگفت و عابد را رها كرد و به حال اول خود كه بىنمازى بود برگشت « 1 » .

520 - كه آن به شبى مىرود و اين به تبى

حكما گفته‌اند : به مال و جمال خود مبال كه آن به شبى مىرود و اين به تبى و همچنين است امر در ساير شؤون و اعتبارات دنيوى كه گفته‌اند :
به عزّت مبال وز ذلّت منال * كه اين هر دو را زود باشد زوال « 2 »
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 11 / 34 . ( 2 ) - عرفان اسلامى : 11 / 45 .