پس عمل ديگرى رفع كنند تا به آسمان چهارم آن فرشته گويد : من موكل عُجبم و عمل وى بر عجب نبودى نگذارم كه عمل وى از من بگذرد .
پس عمل ديگرى رفع كنند و آن عمل چون عروسى بود كه به شوهر تسليم خواهند كرد تا به آسمان پنجم برند آن فرشته گويد : آن عمل بر روى وى باز زنيد و برگردن وى نهيد كه من موكّل حسدم هر كه در علم و عمل به درجهء وى رسيدى او را حسد كردى ! !
پس عمل ديگرى رفع كنند و هيچ منع نبود تا به آسمان ششم آن فرشته گويد : اين عمل ببريد و بر روى وى باز زنيد كه وى بر هيچ كس كه وى را بلايى و رنجى رسيدى رحمت نكردى بلكه شادى كردى و من فرشته رحمتم مرا فرمودهاند تا عمل بىرحم منع كنم .
پس عمل ديگرى رفع كنند كه نور وى چون نور آفتاب بود و بانگ آن در آسمانها افتاده باشد و هيچ كس منع نتواند كرد چون به آسمان هفتم رسد آن فرشته گويد : اين عمل بر روى وى باز زنيد كه وى بدين عمل خداى را نخواست بلكه مقصود وى حشمت بود نزديك علما و نام و بانگ بود اندر شهرها و هر چه چنين بود ريا باشد و خداى تعالى عمل مرائى نپذيرد .
پس عمل ديگرى رفع كنند و از آسمان هفتم بر گذرانند و اندر وى همهء خُلق نيكو بود و ذكر و تسبيح وهمهء فرشتگان آسمان گواهى دهند كه اين عمل پاك است و به اخلاص است حق تعالى گويد : شما نگهبان عمليد و من نگاهبان دل ، وى اين عمل را نه براى من كرده است و اندر دل نيّت ديگرى داشت ، لعنت من كه خدايم بر وى باد ، فرشتگان همه لعنت گويند و گويند : لعنت تو و لعنت ما بر وى باد . آسمانها گويند : لعنت ما بر وى باد و هفت آسمان و هر چه اندر هفت آسمان است بر وى لعنت كنند و امثال اين اندر ريا بسيار است « 1 » .
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 148 .