من بر چه منوال بود ؟ !
سپس قاضى با لحنى حاكى از خشم و تأثّر گفت : در چنين روزگارى كه خلق آن بر اين گونه دستخوش فساد شدهاند من بر دين خود مىترسم و بيم آن دارم كه از سر غفلت به دام حيلهء ايشان در افتم و نقد ايمان و سرمايهء تقواى خود را بر سر كار قضا نهم .
آن گاه قاضى از سر تضرّع گفت : مرا از بند اين مسئوليت برهان كه خداى تو را از هر بند برهاند و از ادامهء اين خدمت معذور دار كه خداى عذرهاى تو را بپذيرد « 1 » .
422 - عاقلى در لباس ديوانگان
بهلول آن داناى آگاه و حكيم بزرگ چون از طرف هارون عباسى به منصب قضا دعوت شد و وى را براى پذيرفتن اين شغل خطير در فشار قرار داد ناگزير خود را به ديوانگى زد و بر نى پارهاى سوار شد تا كودكان در پى او افتادند .
مصادف با همين ايام مردى قسم ياد كرده بود كه ازدواج نكند مگر آن كه با نخستين كسى كه در راه ببيند در اين باره مشورت نمايد . اتفاقاً نخستين كسى كه در راه با او مواجه شد همان خردمند ديوانهنما بود .
مرد به حكم سوگندى كه ياد كرده بود قضيهء خود را با او در ميان نهاد نظرش را در كار خويش بخواست ، خردمند ديوانهنما گفت : اگر دوشيزهاى را به همسرى بر گزينى سراسر سود است و هيچ گونه زيانى ببار نخواهد آورد و اگر بيوهاى را اختيار كنى نيمى سود و نيمى زيان است ، لكن اگر زن بچّهدارى به همسرى بردارى سراسر زيان است و هيچ گونه سودى در بر نخواهد داشت .
آن گاه مركب چوبين را به جنبش آورد و گفت : از سر راه اسب من به يك سو شو كه لگد
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 10 / 34 .