386 - از متكبّر در تعجّبم
ابو حمزه ثمالى از حضرت سجّاد عليه السلام نقل مىكند كه حضرت فرمود :
از متكبّر فخر فروش عجب دارم كه ديروز نطفه بود و فردا جيفه است ، عجب از كسى كه در حق خدا شك دارد در حالى كه اين همه مخلوقات الهى را مىبيند ، عجب از كسى كه منكر مرگ است ، در حالى كه هر شب و روزى مىميرد و عجب از كسى كه جهان بعد را منكر است ، در حالى كه جهان فعلى را مىنگرد و عجب از كسى كه براى خانهء فنا كار مىكند ، در حالى كه عمل براى خانهء بقا را ترك كرده است « 1 » .
387 - همه از آدمند و آدم از خاك
و رسول صلى الله عليه و آله منع كرد از فخر نسب گفت : همه از آدمند و آدم از خاك .
و چون بلال بانگ نماز كرد ، بزرگان قريش گفتند : اين غلام سياه را چه محل بود كه اين وى را مسلم بود ؟ اين آيت بيامد كه :
[ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ ]
.
بىترديد گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست « 2 » .
388 - به او مىگفتم نه !
نقل صحيح است كه علّامهء حلّى عليه رحمة الخفىّ والجلىّ در وقت احتضار كلمات فرج به او تلقين مىكردهاند مىگفته : لا ، پسرش بسيار مضطرب شده و از غايت اضطراب به جناب احديت استغاثه كرد و درخواست نمود كه شيخ را افاقه حاصل شود تا حقيقت حال ظاهر گردد ، شيخ را از استغاثهء پسر فى الجمله افاقه حاصل شد ، از او پرسيد كه من
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 9 / 219 .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 9 / 223 .