تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
آرى ، بندگىهاى ما هر چند زياد باشد ، باز معلول لطف ، توفيق و عنايت اوست و بندگى ما كجا و عظمت و بزرگى و جلال او كجا ؟ ! « 1 »

26 - گريهء شعيب

مرحوم « ملا احمد نراقى » آن عاشق وارسته ، در كتاب « طاقديس » در باب گريه‌هاى اعجاب انگيز حضرت شعيب عليه السلام چنين مىگويد :
گريه كرد از بس شعيب تاجدار * روزهاى روشن و شبهاى تار هر دو چشمش كور و نابينا نشست * باز دادش چشم سلطان الست آن كه او را ديده از آغاز داد * كور چون شد باز چشمش باز داد داد چشمش هين به عبرت كن نظر * باز بايد ديده عبرت نگر باز گاه و بيگه و شام و سحر * اين قدر بگريست كافتاد از نظر كور شد باز آن دو چشم پاك بين * باز دادش چشم آن چشم آفرين بار سيم گريه‌هاى زار زار * كرد اندر شهر و دشت و كوهسار روز و شب بگريست تا بار دگر * كور شد نورش نماند اندر بصر كور گشت و گريه او كم نشد * ساعتى بىسوز و بىماتم نشد شامها در گريه‌هاى هاى هاى * روزها در ناله‌هاى واى واى اين قدر بگريست تا طير و وحوش * آمدند از گريه‌اش اندر خروش تا شبى او را ندايى شد زغيب * تا به كى مىگريى آخر اى شعيب گريه تو خلق را گريان كند * سوز جان مر جسم را سوزان كند تو چو جانى و رعيت جسم تو * تو چو معنى اين خلايق اسم تو
هامش
( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 216 .
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 35 | شيخ حسين انصاريان