گرفت ، پس از حمد و ثناى حضرت حق و درود بر پيامبر و آلش گفت :
اى مردم ! عثمان از دار دنيا درگذشت ، مردم پس از او با عبد صالح ، امام ناصح ، برادر و خليفهء رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه از همه سزاوارتر به خلافت بود ، آن كسى كه پيامبر صلى الله عليه و آله با او عقد اخوت بست ، آن مردى كه غم و رنج از چهرهء پيامبر صلى الله عليه و آله دور كرد ، شوهر دخترش و وصيش و پدر دو سبطش اميرالمؤمنين على بن ابىطالب عليه السلام بيعت كردند ، اكنون شما مردم يمن نسبت به اين بيعت چه مىگوييد و چه نظر داريد ؟
راوى مىگويد : صداى نالهء مردم برخاست ، اشك شوق بر چشمشان دويد ، از شدت خوشحالى به صداى بلند گريه كردند و گفتند :
« سمعاً وطاعة وحباً وكرامة للّه ولرسوله ولاخى رسوله » ! !
مردم به عنوان على عليه السلام با حبيب بيعت كردند ، پس از بيعت از آنان خواست طبق شرايط اميرالمؤمنين عليه السلام ده نفر را انتخاب كنند ، شرايط اينچنين بود :
عاقل ، فصيح ، ثقه ، فهيم ، شجاع ، عارف باللّه ، عالم به دين ، آگاه به نفع و ضرر ، تيز رأى ، تا پس از انتخاب از يمن به مدينه روند و محضر مقدس مولاى عاشقان را جهت دستور گرفتن براى اوضاع يمن درك كنند .
انتخابات شروع شد ، از ميان تمام مردم صد نفر واجد شرايط انتخاب شدند ، از صد نفر هفتاد نفر ، از هفتاد نفر سى نفر ، از سى نفر ده نفر كه در ميان آن ده نفر يكى از چهرههاى شاخص عبدالرحمن بن ملجم مرادى بود !
و او هم به عنوان سخنگوى هيئت ده نفره شناخته شد ، از يمن حركت كردند و در مدينه به حضور پيشواى پرهيزكاران رسيدند و بر او به خلافت و حكومت سلام كرده و تهنيت گفتند . حضرت جواب آنان را داد و به همه خوشآمد گفت ، آن گاه پسر مرادى از جاى برخاست و به عنوان سخنگوى هيئت چنين گفت :
سلام بر تو اى امام عدالت پيشه و چهرهء نورانى كامل و شير بيشهء شجاعت و سخاوت !
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى) — صفحة 205
مساهمون: شيخ حسين انصاريان
ص٢٠٥