شبى در عالم رؤيا به حضور يكى از معصومين عليهم السلام « 1 » مشرّف مىشود . حضرت به او مىفرمايد : قرآن بخوان . عرضه مىدارد : نمىتوانم . حضرت مىفرمايد : مىتوانى ، در محضر رهبر اسلام چند آيهاى قرائت مىكند و از شدّت شوق از خواب بيدار شده حس مىكند تمام قرآن بر قلب او تجلّى كرده و نقش بسته است ! !
فرداى آن شب به ديدن مرحوم نوّاب صفوى رسيده ، داستان رؤياى صادقهء خود را بيان مىكند ، آن مرحوم از او امتحان به عمل مىآورد و مىبيند عين حقيقت است ! !
ايشان نه تنها قرآن را از حفظ مىخواند ، بلكه با حسّ سرانگشت خود آيات قرآن را از ساير جملات عربى تشخيص مىداد و همچنين با تمام آيات كه در چه جزء يا در چه سورهاى است آشنا بود .
گاهى صفحهاى از مفاتيح را جلوى او مىگذاشتند و از او مىپرسيدند : اين قسمت در كجاى قرآن است ؟ انگشت روى كلمات مىگذاشت و مىگفت : اين قرآن نيست و گاهى از او مىپرسيدند : فلان آيه در كجاست ؟ قرآن را باز مىكرد و با انگشت خود آيه را پيدا كرده و نشان مىداد ! !
اين مجموعه از عنايات به مرحوم ملاكاظم به تاييد حضرت آيت الله العظمى بروجردى و بعضى از علماى وقت نيز رسيد .
بى ترديد غذاى حلال آثار مهمّى دارد ، كه از جمله آثار آن باز شدن قلب و روشنى جان و غرق شدن دل در حكمت الهى است « 2 » .
114 - ديگر دعايشان مستجاب نخواهد شد
مىگويند : حجّاج بن يوسف ثقفى كه در پليدى و خباثت نظير نداشت به كوفه آمد
هامش
( 1 ) - گويا پيامبر بزرگ اسلام صلى الله عليه و آله بودند .
( 2 ) - عرفان اسلامى : 2 / 470 .