بدون شك منهاى طىّ اين مراحلْ نفس سركش رام نمىشود و روى به جانب حضرت يار نمىآورد كه تنها راه رام كردن اين چموش بستن او به بند مجاهدت و رياضت است .
عاشق عارف ، مرحوم نراقى مىگويد :
گفتم ز دعاى من شب خيز حذر كن * گفتا برو اظهار ورع جاى دگر كن
گفتم كه قدم در ره عشق تو نهم گفت * بگذار و ليكن قدم خويش ز سر كن
گفتم نظرى بر رخ زيباى تو خواهم * گفتا برو از هر دو جهان قطع نظر كن
گفتم كه دلم ، گفت سراغ ره ما گير * گفتم كه سرم ، گفت به فتراك نظر كن
گفتم چكنم ره به سر كوى تو يابم * گفتا كه برو خانهء خود زير و زبر كن
گفتم كه ز غم ناله كنم گفت بپرهيز * گفتم ز ستم شكوه كنم گفت حذر كن
گفتم كه صفايى هوس وصل تو دارد * گفتا ز سر خود هوس خام به در كن
مسائل ملكوتى در محور نفس
البته بازگو كردن مطالب بسيار مهمّى كه در زمينهء نفس در آيات و روايات و كتب اخلاقى و عرفانى آمده در اين جزوهء مختصر نمىگنجد ، فقط به ذكر نمونهاى از آن آثار اكتفا مىشود .
رسول اسلام ، نبى مكرّم ، پيامبر عظيم القدر صلى الله عليه و آله كه تمام مقامات ملكوتى و منازل عرفانى و مراحل سلوك را طى كرده مىفرمايد :
طوبى لِمَنْ كانَ عَقْلُهُ اميرًا وَنَفْسُهُ اسيرًا ، وَوَيْلٌ لِمَنِ انْعَكَسَ .
خوشا به حال آن انسانى كه عقلش در مملكت وجودش به امارت است و نفسش در اسارت و فرمان آن لطيفهء الهى است و واى به حال آن بدبختى كه