[ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ ]
« 1 » .
و ما از قرآن آنچه را براى مؤمنان مايهء درمان و رحمت است ، نازل مىكنيم .
اما شفاى خاص الخاص : مربوط به اولياى خاص اوست كه با تمام وجود علاقه دارند به مقام قرب نائل شده و شائبهاى از شوائب مادّيت گرچه به اندازهء خردل باشد در عمق باطن و سرّ وجودشان نماند كه اين شائبه را گرچه ما مرض ندانيم آنان مرض به حساب مىآوردند و اين گونه شفا وسيلهاش خود حضرت يار است . به گفتهء حضرت ابراهيم كه در قرآن آمده عنايت كنيد :
[ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ]
« 2 » .
و هنگامى كه بيمار مىشوم ، او شفايم مىدهد .
خلاصه : شفاى هركس به اندازهء درد و ظرفيّت اوست كه هر صاحب دردى واجب است در مقام علاج درد خود برآمده و از شفا و رحمت حضرت دوست بهره بجويد .
شفاى گنهكاران در توبه و آراسته شدن به ايمان و عمل صالح و نصيب گرفتن از رحمت اوست .
شفاى مطيعان با اجراى دستورها و روى آوردن به عبادات ظاهريّه و باطنيّه و خدمت به خلق حق است .
شفاى عارفان به زيادت قربت و پيمودن راه سلوك و حركت در راه عشق و محبّت است .
شفاى واجدان در رسيدن به مقام كشف و سپس روى آوردن به منزلگاه شهود
هامش
( 1 ) - اسراء ( 17 ) : 82 .
( 2 ) - شعراء ( 26 ) : 80 .