4 - شيطان و شؤون او از اين كه آنان را از راه خدا دور كنند و چراغ هدايت را در قلبشان خاموش كنند و ايشان را از حق جدا كرده به ضلالت و گمراهى كشند به كلّى مأيوس و نااميد شوند :
[ قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ]
« 1 » .
گفت : به عزتت سوگند همهء آنان را گمراه مىكنم ، * مگر بندگان خالص شدهات را .
حكايتى در اخلاص
در اين زمينه حكايتى بس عالى نقل مىكنند كه در آن حكايت مسائلى است كه بدون شك به كار بستن آن ، آدمى را به مرحله با ارزش اخلاص مىرساند :
شخصى اراده سفر داشت به محضر حاتم اصم كه از عرفاى بزرگ بود رسيد و گفت : مرا وصيّتى كن ، حاتم در پاسخ وى گفت :
اگر يار و رفيق و مصاحب و دوست خواهى خدا تو را بس است .
اگر همراه خواهى تو را كرام الكاتبين بس .
اگر عبرت و پند خواهى تو را دنيا بس .
اگر مونس خواهى تو را قرآن بس .
اگر كار و كوشش خواهى تو را عبادت بس .
اگر وعظ و واعظ خواهى تو را مرگ بس .
و اگر اينها كه گفتم تو را بس نيست پس دوزخ تو را بس !
هم از او پرسيدند : نماز چگونه گزارى ؟ گفت :
هامش
( 1 ) - ص ( 38 ) : 82 - 83 .