صبر را پيدا خواهد كرد .
كسى كه توجّه او به تلخى آغاز و ابتداى آنست هرگز مصداق صابر و صبر نيست و چون كسى مقام و منزلت اين كار را شناخت هرگز راضى نخواهد بود كه در موجبات صبر توقف و تسامح ورزيده و خود را آماده نسازد .
خداوند متعال در قصهء موسى و خضر مىفرمايد :
چگونه مىتوانى صبر كنى برآنچه احاطه ندارى ؟
پس آن كسى كه روى كراهت و ناچارى صبر ورزيده و در عين حال مواظب است كه گله و شكايتى نكند و باطن خود را با اضطراب و جزع آشكار ننمايد از صبركنندگان عمومى است و از جهت نصيب و حظ مشمول فرمايش خداست كه مىفرمايد :
بشارت بده صابران را به بهشت و مغفرت و رحمت .
اما اگر از جان و دل به استقبال بلا رفت و بدون كمترين جزع و فزعى صبر كرد و با كمال اطمينان خاطر و آرامش دل و وقار و ثبات استقامت ورزيد از خواص صابران به حساب آيد و مشمول قول حق قرار خواهد گرفت كه فرمود :
[ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ]
« 1 » .
خدا با صابران است .
صبر يك زن براى خدا
از يكى از بزرگان دين نقل شده كه :
از گورستانى مىگذشتم ، زنى را ديدم ميان چند قبر نشسته و اشعارى مىخواند بدين مضمون :
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 153 .