و معنى اخلاص در حقيقت طىّ مراحل توحيد است و چون كسى چنين توفيقى به دست آورد ، بدون شك هرگونه خير و صلاح و نيكويى را به دست آورده و چنانچه از اين مراحل محروم گردد ، از تمام نيكىها و حقايق دور مانده است !
ملّا حسن فانى كشميرى در مناجاتى سوزان با حضرت ربّ العزّة ، حقايق معنوى را اين چنين بيان مىكند :
الهى آتش عشقى برافروز * كه باشد همچو داغ لاله دل سوز
بر آن آتش زند چون حسن دامان * خليلآسا شود بر ما گلستان
در آن آتش فتد چون خار هستى * دمد گل از سر دستار هستى
به دلها گر رسد بويى از آن گل * كند هر ناله كار صوت بلبل
طريق عشق بازى پيش گيريم * غم او زاد راه خويش گيريم
در اين ره پاى از سر مىتوان كرد * چو كلك اين راه را سر مىتوان كرد
در اين راه پانهادن از ادب نيست * گر اينجا سرنهد سالك عجب نيست
به مژگان گرد اين ره مىتوان رُفت * به مردم قاصد اشك اين خبر گفت
چو از خود بگذرد سالك در اين راه * شود از منزل مقصود آگاه
كند هردم طواف كعبهء دل * كه غير از دل ندارد يار منزل
بر افتد پرده از چشم و دل او * شود زين هر دو آسان مشكل او