كنم و فصلى هم از روايات مربوطه ذكر كنم ، ولى وقتى به كتاب خدا مراجعه كردم ديدم صفحهاى از قرآن نيست مگر اين كه سخنى از تقوا به ميان آمده و بابى از روايات نيست مگر اين كه در آن ذكرى از تقوا شده ، به اين نتيجه رسيدم كه تمام آيات و روايات نتيجهاش به مسئلهء تقوا برمىگردد ، پس بهتر اين است كه خوانندگان اين جزوه براى توجه به مسئلهء تقوا در درجهء اوّل به قرآن ، سپس به كتابهايى چون « الكافى » جلد دوّم و « بحار الأنوار » جلد شصت و هفت و « مجموعة ورّام » و « تحف العقول » و « ثواب الاعمال » و « محجة البيضاء » و هر كتابى كه در محور حديث است مراجعه نمايند . در اين جا از باب تيمّن و تبرك به آيات و احاديث پرقيمت اين محور اشاره مىشود ، باشد كه وجود مقدّس حضرت دوست با لطف و عنايتش از ما دستگيرى كرده و از باب رحمت و مرحمتش ما را به تقواى الهى در همهء شؤون آراسته فرمايد .
تقوا در قرآن مجيد
تقوايى كه علت فلاح و رستگارى و فتح و پيروزى در دنيا و آخرت است :
[ وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ]
« 1 » .
و از خدا پروا كنيد تا رستگار شويد .
تقوايى كه اگر در فكر و عمل و اخلاق حاصل شود در حقيقت مقام شكر به دست آمده و بر اثر آن هر نعمتى در جاى خودش خرج شده و سپاس هر نعمتى ادا گشته است :
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) : 189 .